کسب درآمد از اینترنت

:: کسب درآمد از اینترنت

money-coming-out-from-a-laptop-613x330

چند سال پیش اصلاً بحث کسب درآمد از اینترنت رو زیاد قبول نداشتم دلیلش هم خیلی واضح بود چون تا حالا از اینترنت درآمدی برای من حاصل نشده بود و تلاش می‌کردم که این درآمد حاصل شود ولی متأسفانه چون روش‌های این کار رو بلد نبودم و همچنین خودم اراده و انگیزه کافی رو نداشتم قطعاً باید این شرایط رو تغییر می‌دادم یا جمله‌ای که چند وقت پیش خواندم خیلی زیبا که می‌گفت اگر می‌خواهید چیزی را داشته باشید که تا حالا نداشته‌اید باید کسی باشید که تا حالا نبوده‌اید و من باید این جمله رو می‌فهمیدم تا نتایج ملموس را به دست می‌آوردم.

قبل از اینکه بریم سراغ موضوع کسب درآمد از اینترنت نکته‌ای را بگویم که هر کاری نیازمند یک سری سرمایه‌ها است و این سرمایه می‌تواند متغیر باشد یعنی مثلاً در تأسیس یک مغازه فروشگاه سرمایه پول هست و موارد غیره اما در کسب‌وکار اینترنتی سرمایه شما پول نیست البته شاید بعضی از جاها نیاز باشد اما سرمایه شما وقت و انرژی هست که بر روی کسب‌وکار خود متمرکز می‌کنید در مقابل هزینه‌های زیادی نباید متقبل شوید تا وقتی کسب درآمد از اینترنت نداشته‌اید.

 

در شروع چه نیاز دارم؟

به نظر من در شروع فقط یک انگیزه پولادین نیاز دارید ولی من به شما توصیه می‌کنم این را مدنظر داشته باشید که تنها راه کسب درآمد از اینترنت سایت نیست و روش‌های خیلی زیادی برای این کار وجود دارد دوستانی دارم که شاید سایت هم ندارند ولی درآمدهای خوبی از اینترنت به دست می‌آوردند و موارد زیادی وجود دارد که از آن بتوان در اینترنت پول ساخت مثل:

  • شبکه‌های اجتماعی و شبکه‌های موبایلی
  • سایت‌های دیگران
  • همکاری در فروش
  • تبلیغات کلیکی

 

یک سؤال خیلی کلیدی را می‌خواهم جواب بدهم و آن‌هم این است

کدام‌یک از موارد بالا درآمد و سود خوبی برای ما دارد؟

این سؤال برای تک‌تک افراد فرق می‌کند ولی اگر بخواهم خیلی دقیق‌تر به این سؤال پاسخ دهم باید بگویم که سایت بیشترین کسب درآمد از اینترنت را به خود اختصاص داده است و موارد بعدی هم می‌توانند وابسته به شخص تغییر کنند منظورم از تغییر چیست؟

همیشه تأکید می‌کنم و میگویم که افراد جدا از هرگونه کسب‌وکاری که دارند مهم خودشان هستند و عامل کلیدی همین است پس در این موارد هم همین را عرض می‌کنم که مهم‌ترین عامل شما هستید من افراد بسیار زیادی را می‌شناسم که حتی سایت هم ندارند اما انسان‌های قوی و به دنبال تغییر و تحول هستند و درآمد ماهیانه‌شان از سود خالص یک شرکت متوسط در تهران بیشتر است و در مقابل افرادی را می‌شناسم که یک مجموعه هستند و چند کارمند و یک جای عالی به قول خودشان با دیزاین شیک دارند اما درآمدشان کافی نیست.

من از شما می‌خواهم به‌جای اینکه وقت خود را صرف دست‌دست کردن کنید شروع کنید و یک کسب‌وکار اینترنتی راه بیندازید و واقعاً کسب درآمد از اینترنت را تجربه کنید

بازهم یک سؤال به وجود می‌آید

از کجا شروع کنم؟

جواب این سؤال را به شما خواهم داد ولی به‌شرط اینکه بدون هیچ وقفه‌ای به سؤالات زیر جواب دهید

  • هدف مالی‌ات برای اینکه در کسب‌وکار اینترنتی پول دربیاوری در ماه چقدر است؟
  • آیا تجربه کسب‌وکار اینترنتی داشته‌اید؟ مهم نیست که شکست‌خورده باشد
  • به نظرت رسیدن به مبلغی که در سؤال یک نوشتی کار ساده‌ای است؟
  • آیا فکر می‌کنید اگر کسب‌وکار اینترنتی داشته باشید نیاز به مکان و کارمند زیادی دارید؟

خوب امیدوارم به سؤالات جواب داده باشید از شما می‌خواهم جواب‌ها را نزد خودتان نگه‌دارید تا در فرصت مناسب به آن‌ها برسیم.

سؤال یک را پرسیدم چون ۹۰ درصد افراد و شاید هم بیشتر، هدف مالی برای کار خود ندارند.

اگر می‌خواهید در کسب درآمد از اینترنت موفق شوید باید هدف مالی داشته باشید باید تعیین کنید که من در هرماه این‌قدر پول خواهم داشت که این‌قدر آن سود است و در سال این‌قدر دارم و همین‌طور تا ۵ سال

پس همین‌الان کاغذی بیاورید و هدف مالی تا ۵ سال آینده خود را یادداشت کنید هر چه دقیق‌تر بنویسید با جزئیات بهتر نتیجه خواهید گرفت و همچنین یک برنامه‌ریزی انجام دهید که چطور می‌توانید به این مبلغ دست پیدا کنید.

سؤال دوم را پرسیدم که مشخص شود آیا تجربه‌ای قبلاً داشته‌اید و اگر داشته‌اید و شکست‌خورده‌اید مطمئن باشید موفق خواهید شد و اگر تا به حالا تجربه کسب‌وکار اینترنتی نداشته‌اید مطمئن باشید موفق خواهید شد تأکیدم بر موفقیت را در مقالات دیگر بیشتر توضیح خواهم داد.

سؤال سه یکی از مهم‌ترین مواردی است که خودم هم در بحث هدف‌گذاری خیلی از اوقات با آن مشکل داشته‌ام و این است که مثلاً اگر نوشته‌ای ماهی ۱۰۰ میلیون درمیاورم واقعاً ازنظر خودت به این ۱۰۰ میلیون در ماه می‌رسی و می‌توانی این مبلغ را به دست آوری؟

اگر نظر شخصی مرا بخواهید میگویم می‌توانیم هر مبلغی که نوشته‌ایم را به دست آوریم و این را با تمام وجود حس کرده‌ام که می‌توانیم.

سؤال چهار ازنظر من یکی از مهم‌ترین سؤالاتی است که باید قبل از هر کسب‌وکاری از خودمان بپرسیم و حالا در کسب‌وکار اینترنتی چطور آیا مکان و کارمند ازنظر شما نیاز است؟

 

چون این موضوع خیلی مهم است بگذارید کمی بیشتر توضیح دهم مایکل گربر نویسنده کتاب افسانه کارآفرینی در کتاب فوق‌العاده‌اش میگویید افراد سه دسته هستند

  • متخصص
  • مدیر
  • کارآفرین

 

دسته اول فقط کار می‌کنند و حقوق می‌گیرند و حالا هر کاری که داشته باشند در کل متخصص و یا کار بلد یک موضوعی هستند.

دسته دوم به دنبال نظم و انجام شدن دقیق کارها هستند.

دسته سوم کم‌کار می‌کنند بیشتر پول درمی‌آوردند.

کسانی که کاری را می‌خواهند شروع کنند و تصمیم گرفته‌اند حتماً مکان و کارمند داشته باشند جزء دسته اول هستند متخصصانی که برای دیگران کار می‌کرده‌اند و اسم این موضوع شوک کارآفرینی است من در این شرایط بوده‌ام و واقعاً متخصصان را در این شرایط درک می‌کنم.

 

منبع : کــــلــبه تــنــهایــی مــاکسب درآمد از اینترنت
برچسب ها : درآمد ,اینترنت ,سؤال ,خیلی ,اینترنتی ,داشته ,داشته باشید ,درب‌وکار اینترنتی ,بیشتر توضیح ,هستند دسته ,موفق خواهید

تردید

:: تردید

تنهایی دل زمستون

آخ دلم هیشکی کنارت نیست، سرکن با خودت
زیر و رو شو، دنیا رو زیر و زبر کن با خودت
وقتی می‌بینی خودت داره کلافت می‌کنه
ازخودت پاشو، خودت باش و سفر کن باخودت

 

هر زمستون پیش از این که ریشه پابندت کنه 
شاخه‌تو بردار و تمرین تبر کن با خودت 
یا بساز و دونه دونه مرگ برگات‌و ببین 
یا بسوز و جنگلی رو شعله‌ور کن با خودت 

سر بچرخونی مسیر روبه‌روتو باختی
از پل تردید با قلبت گذر کن با خودت
تنها موندی با خودت، با دشمنت، با دوستت
آخ دلم هیشکی کنارت نیست، سرکن با خودت

هر زمستون پیش از این که ریشه پابندت کنه 
شاخه‌تو بردار و تمرین تبر کن با خودت 
یا بساز و دونه دونه مرگ برگات‌و ببین 
یا بسوز و جنگلی رو شعله‌ور کن با خودت

منبع : کــــلــبه تــنــهایــی مــا تردید
برچسب ها : خودت ,دونه ,شاخه‌تو بردار ,دونه دونه ,برگات‌و ببین  ,کنه  شاخه‌تو ,پابندت کنه  ,کنه  شاخه‌تو بردار ,هیشکی کنارت نیست،

افراد باهوش هرگز در مکالمه‌هایشان از این جملات استفاده نمی‌کنند

:: افراد باهوش هرگز در مکالمه‌هایشان از این جملات استفاده نمی‌کنند

Phrases-Smart-People-Never-Use-In-Conversation1

همه‌ی ما تاکنون در مکالمه‌های خود حرف‌هایی زده‌ایم که تفسیر یا برداشت دیگران از آن‌ها به کلی با آنچه فکر می‌کردیم تفاوت داشته است، حرف‌هایی که به نظر ما مهربانانه می‌آیند اما متاسفانه منجر به ایجاد احساس ناخوشایند در افراد می‌شود و شاید حتی بعضی‌ها این حرف‌ها را توهین بدانند.

اشتباهات کلامی اغلب به دلیل عدم آگاهی ما از مفاهیم ظریف و نامحسوس آن‌ها رخ می‌دهند. درک این مفاهیم نیازمند آگاهی اجتماعی است – یعنی توانایی درک احساسات و تجربیات دیگران.

وب سایت TalentSmart با بررسی هوش هیجانی بیش از یک میلیون نفر متوجه شده است آگاهی اجتماعی مهارتی است که اکثر افراد ندارند.

بیشتر انسان‌ها فاقد مهارت آگاهی اجتماعی هستند چون همیشه بر آنچه می‌خواهند بگویند و اینکه گفته‌های دیگران چه تاثیری روی آنها دارد تمرکز می‌کنند – به همین دلیل اصلاً نمی‌توانند دیدگاه دیگران را درک کنیم.

 یکی از دلایل به وجود آمدن چنین مشکلی پیچیدگی مردم است. تا زمانی که تمام توجهتان را به طرف مقابل معطوف نکرده‌اید نمی‌توانید او را به طور کامل درک کنید. حسن آگاهی اجتماعی این است که با کمی اصلاح در نحوه گفتار و آنچه که می‌گوییم، روابطمان با دیگران را به شدت بهبود دهیم.

بدین منظور، جملاتی وجود دارد که افرادی که  هوش هیجانی بالایی دارند هرگز در مکالمات روزمره‌ی خود آن‌ها را بکار نمی‌برند به همین دلیل روابط موفقی با دیگران دارند. فهرست زیر بدترین عباراتی است که باید به هر قیمتی از گفتن آن‌ها پرهیز کنید. در ادامه با جملاتی آشنا خواهید شد که افراد باهوش هرگز در مکالمات خود به کار نمی‌برند.

 

۱-” خسته به نظر می‌رسی “

افراد خسته خیلی نچسب هستند-پلک‌های افتاده و موهای ژولیده دارند. بدخلق‌اند و به سختی تمرکز می‌کنند. گفتن این جمله به دیگران تمامی این پیام‌ها را در بر دارد.

در عوض بگویید: “همه چیز خوب است؟” بیشتر مردم از طرف مقابل می‌پرسند آیا خسته‌ای چون می‌خواهند مفید باشند و کمکی کنند (می‌خواهند مطمئن شوند حال طرف مقابل خوب است و هیچ مشکلی ندارد). بجای اینکه حدس بزنید وضعیت دیگران چیست، فقط از آن‌ها سؤال کنید. بدین ترتیب آن‌ها حرف می‌زنند و احساساتشان را با شما به اشتراک می‌گذارند. مهم‌تر اینکه در نظر آن‌ها بامحبت جلوه می‌کنید نه بی ادب.

 

۲- “وای، چقدر لاغر شدی”

دوباره، نظراتی با نیت خوب -که در اینجا تعریف و تمجید است- دیدی منتقدانه از شما ارائه می‌دهد. اگر به کسی بگویید خیلی لاغر شده است بدین معنی است که قبلاً چاق یا غیر جذاب بوده است.

در عوض بگویید: “فوق‌العاده به نظر می‌رسی.” این مورد یک راهکار ساده است. بجای مقایسه‌ی ظاهر قبلی او با ظاهر کنونی‌اش، فقط از ظاهر جذاب او تعریف کنید. اینکار گذشته را از نظر دور می‌کند.

 

۳-”در هر صورت خیلی از اون بهتر بودی “

وقتی فردی رابطه‌ی عاطفی یا حرفه ای خود را با کسی تمام کرده است، گفتن این عبارت باعث می‌شود فکر کند بدسلیقه است و از همان ابتدا اشتباه کرده است.

در عوض بگویید: ” حیف شد، او را از دست دادی اما اشکالی ندارد ” با این کار بدون هیچ‌گونه انتقاد ضمنی با طرف مقابل احساس همدردی می‌کنید و از اشتیاق و خوش‌بینی او حمایت می‌کنید.

 

۴-”تو همیشه…” یا “تو هیچوقت…”

هیچ‌کس نیست که کاری را همیشه یا هرگز تکرار کند. مردم هیچگاه خودشان را تک بعدی نمی‌بینند، پس شما هم نباید آنان را اینگونه خطاب کنید. اکثر افراد با شنیدن این عبارات حالت تدافعی به خود گرفته و پیام شما را نادیده می‌گیرند که این موضوع اصلاً خوب نیست زیرا شما زمانی از این عبارات استفاده می‌کنید که حرف مهمی برای گفتن دارید.

در عوض بگویید: خیلی راحت به کاری که با آن مشکل دارید اشاره کنید. به واقعیت‌ها بچسبید. اگر تکرار کاری اشتباه است، می‌توانید بگویید “به نظر می‌رسد که اغلب این کار را تکرار می‌کنی ” یا ” به قدری تکرار کرده‌ای که من متوجه آن شده‌ام.”

 

۵-”نسبت به سنت خیلی خوب به نظر می‌رسی “

به کار بردن عبارت ” نسبت به ” در ابتدای مکالمه بسته به دیدگاه طرف مقابل شاید مهربانانه و شاید هم بی ادبی تلقی شود. معمولاً افرادی که پا به سن می‌گذارند دیگر نمی‌خواهند مثل یک ورزشکار خوش اندام باشند یا باهوش‌تر از هم سن و سال‌های خود باشند. آن‌ها فقط دوست دارند هوشیار و سرحال باشند.

در عوض بگویید: ” عالی به نظر می‌رسی “. این عبارت واقعاً یک راه حل ساده و مناسب است. تعریف و تمجیدی هوشمندانه که نیاز به هیچ توصیف کننده ای ندارد.

 

۶-”همانطور که قبلاً گفتم…”

همه‌ی ما گاهی اوقات بعضی مسائل را فراموش می‌کنیم. بیان این عبارت به گونه‌ای به نظر می‌رسد که شما مجبور شده‌اید حرف‌هایتان را تکرار کنید و این برای طرف مقابل ناخوشایند است (کسی که به شنیدن سخنان شما مشتاق بوده است). اگر این عبارت را زیاد تکرار کنید دیگران فکر می‌کنند شما با آن‌ها راحت نیستید یا خودتان را برتر از آن‌ها می‌بیند و یا هر دو. فقط بعضی‌ها که از این عبارت استفاده می‌کنند چنین احساسی دارند.

در عوض بگویید: وقتی می‌خواهید دوباره حرفی را بزنید، ببینید چطور می‌توانید پیامتان را واضح‌تر و جالب‌تر بیان کنید، بدین ترتیب، دیگران آن را بخاطر می‌سپارند.

 

۷-” موفق باشی…”

در کاربرد این عبارت باید کمی دقت کنید. استفاده از این عبارت در مکالمات روزمره هیچ اشکالی ندارد اما اگر دوست دارید کسی موفق باشد می‌توانید از جملات بهتری استفاده کنید چون وقتی به کسی می‌گویید ” موفق باشی … ” این طور به نظر می‌رسید که طرف مقابل برای موفقیت به کمی شانس و خوش اقبالی نیاز دارد.

در عوض بگویید: ” می دونم از پسش بر می آی “. حداقل بهتر از این است که موفقیت طرف مقابل را به شانس نسبت دهید چون با اشاره به اینکه طرف مقابل از تمام ویژگی‌های لازم برای کسب موفقیت بهره‌مند است اعتماد به نفس او به شدت افزایش می‌یابد.

 

۸-”به خودت مربوط است ” یا “هر جور خودت می خواهی ”

شاید شما نسبت به سوالی که پرسیده می‌شود بی‌تفاوت باشید، اما نظرتان برای طرف مقابل مهم است (در غیر اینصورت اصلاً از شما نمی‌پرسید.)

در عوض بگویید: ” نظر قاطع یا روشنی ندارم، اما چیزهایی هست که باید در نظر بگیرید مانند …” زمانی که نظری می‌دهید (حتی بدون اینکه طرف کسی را بگیرید) نشان می‌دهد که به طرف مقابل اهمیت می‌دهید.

 

۹- “خب، حداقل من هیچوقت …”

بیان این عبارت روشی تهاجمی برای انتقال توجه دیگران از اشتباهتان به سوی اشتباه قدیمی و حتی نامربوطی است که طرف مقابل مرتکب شده است (که بهتر بود تا بحال بخشیده شده باشد.)

در عوض بگویید: “متاسفم ” اعتراف به اشتباه بهترین راه برای ایجاد فضایی منطقی و آرام است تا بتوانید اوضاع را در دست بگیرید. اعتراف به گناه بهترین روش جلوگیری از بدتر شدن شرایط است.

 

جمع‌بندی

در مکالمات روزمره، موارد کوچکی وجود دارد که می‌تواند همه چیز را تغییر کند. این پیشنهادات را امتحان کنید و از بازخورد مثبت و بی نظیر آن لذت ببرید.

منبع : کــــلــبه تــنــهایــی مــاافراد باهوش هرگز در مکالمه‌هایشان از این جملات استفاده نمی‌کنند
برچسب ها : مقابل ,بگویید ,دیگران ,آن‌ها ,عبارت ,تکرار ,آگاهی اجتماعی ,بگویید خیلی ,اشکالی ندارد ,تکرار کنید ,باهوش هرگز

نکات مهم در طراحی سایت برای رسیدن به اهداف

:: نکات مهم در طراحی سایت برای رسیدن به اهداف

important

به گزارش آلامتو به نقل از سایت گستر ؛ با پیشرفت سریع تکنولوژی ، دیر یا زود هر فردی به یک وبسایت نیاز خواهد داشت چه برای پیشرفت کسب و کارش باشد چه انتشار دلنوشته‌های شخصیش؛ اگر شما یکی از این افراد هستید و میخواهید با مهم ترین نکات در راه اندازی یک وب سایت اختصاصی آشنا شوید این مقاله را با دقت بخوانید.

انتخاب یک دامین مناسب

نام دامین، آدرس اینترنتی وب سایت شما می باشد. تمامی وب سایت ها باید قبل از ورود به دنیای اینترنت و سایت، نام دامین داشته باشند. اگر شما برای ترویج و تبلیغ کسب و کار خود بودجه تبلیغاتی در نظر گرفته اید، راهی سود آور وجود دارد، آن هم این است که قبل از طراحی سایت، نام دامنه ای انتخاب کنید که نزدیک به نام کسب و کار شما است، تا کاربران به محض دیدن نام دامین شما، دریابند که کار شما چیست و چه خدماتی ارائه می دهید. اما اگر بودجه کافی ندارید سود آورترین راه این است که نام دامینی انتخاب کنید که یک کلمه کلیدی را شامل شود. در این صورت وقتی مردم عبارت و کلمه خاصی را جستجو می کنند احتمال این که سایت شما نیز جزو نتایج جستجو باشد، بیشتر خواهد بود. از نامی استفاده کنید که با زمینه و اهداف کاری شما متناسب باشد.

رعایت استاندارد های طراحی

به استانداردهای طراحی وب سایت توجه کنید. در اینترنت وب سایت هایی وجود دارد که از بیش از ۶ یا ۸ فریم در صفحه استفاده کرده اند. استفاده از تکنیک های غیر متعارف و عدم توجه به استانداردها هرچند ممکن است باعث زیبایی وب سایت شود، اما باعث ناراحتی برخی دیگر از بازدید کنندگان سایت خواهد شد.

سرعت بارگزاری سایت

هر روز به تعداد افرادی که از اینترنت استفاده می کنند افزوده می شود، اما این بدین معنی نیست که سرعت اتصال آن ها به اندازه سرعت اتصال شماست. تحقیقات و مطالعات اخیر نشان داده است که سرعت لود صفحه مهم ترین فاکتور رنکینگ می باشد. یک مشتری بالقوه علاقه و اشتیاق خودش را برای دیدن وب سایت شما از دست می دهد اگر بعد از چند ثانیه هیچ بخشی از سایت بالا نیاید. پس سایت خود را سبک و روان طراحی کنید تا بتوانید مشتریان و بازدیدکنندگان را راضی نگه دارید.

مطالب و محتوای سایت

درباره محتوای وب سایت خود فکر کنید. هر چقدر که وب سایت شما زیبا طراحی شده باشد چنانچه اطلاعات مورد نیاز کاربران را ارائه ندهید، از شما رو برمی گردانند. کاربران به دنبال اطلاعات و محتوا به سایت شما آمده اند و وب سایت باید به آنها حس خوبی از یافتن اطلاعات درست، مفید و سهل الوصول همراه با زیبایی گرافیکی القا کند. در ارائه اطلاعات و توضیحات دست و دل باز باشید، شاید برخی از اطلاعات ساده ای که به نظر شما حائز اهمیت نیستند برای کاربران وب سایت شما بسیار جذاب باشند.

رنگبندی سایت

رنگ ها می توانند نقش مهمی در طراحی سایت شما داشته باشند. حتی بیشتر از چیزی که فکرش را می کنید. رنگ ها بر قابلیت استفاده سایت تأثیر مهمی دارند. علاوه بر رنگ هایی که در کنار هم جلوه خاص و زیبایی را به سایت شما می بخشند، رنگ هایی هم وجود دارند که کاربران به محض دیدن آنها سایت شما را ترک میکنند. موارد ذکر شده تنها تعدادی از نکات مهم در طراحی سایت می باشد که هر چند ابتدایی، ولی بسیار کاربردی و پر اهمیت هستند که در عین سادگی بسیاری از صاحبان سایت به آن ها توجه نمی کنند. پس آن ها را حتماً جدی بگیرید و آنها را امتحان کنید. در پایان نتیجه را نسبت به حالت قبل مقایسه کنید و متوجه تأثیرات این نکات شوید.

دستیابی آسان به موضوع (حداقل کلیک)

این نکته بسیار مهم است. بین بازدیدکنندگان و اطلاعات، حداقل کلیک ممکن را در نظر بگیرید تا بازدیدکننده مجبور نباشد برای دستیابی به اطلاعات مورد نیازش چندین بار کلیک کند. کلیک کردن زیاد باعث می شود که بازدیدکنندگان سایت را ترک کنند.

بهینه سازی و سئو سایت

وب سایت شما باید برای موتورهای جستجو بهینه شود. بهترین و کم هزینه ترین راه برای جذب مخاطب برای وب سایت شما، استفاده از کلیک ارگانیک است. کلیک ارگانیک یعنی بازدیدکنندگانی که با کلیک برروی لینک وب سایت شما در موتورهای جستجو به وب سایت شما آمده اند. این نوع کلیک کم هزینه ترین راه برای جذب بازدیدکنندگان به وب سایت شماست. در حین طراحی وب سایت به این موضوع توجه کنید.

 

 

منبع : آلامتو

منبع : کــــلــبه تــنــهایــی مــانکات مهم در طراحی سایت برای رسیدن به اهداف
برچسب ها : سایت ,کلیک ,طراحی ,استفاده ,اطلاعات ,کاربران ,طراحی سایت ,حداقل کلیک ,موتورهای جستجو ,هزینه ترین ,کلیک ارگانیک

۳۵ راهکار رایگان برای تقویت خلاقیت

:: ۳۵ راهکار رایگان برای تقویت خلاقیت

creativity

 

داشتن خلاقیت تقریبا در هر کاری یک کلید موفقیت است، کلیدی که می‌تواند مارا از دروازه خوشبختی عبور دهد و سلامت و شادابی را به زندگی ما هدیه کند. هرچند تصور می‌کنیم خلاقیت یعنی نوشتن یا یک شاهکار نقاشی، اما کارشناسان می‌گویند هر چیزی، از امتحان یک دستور پخت جدید تا ارائه‌ی یک ایده در طول یک جلسه، می‌تواند یک خلاقیت باشد. در ادامه برای برافروختن جرقه‌ی خلاقیت ۳۵ روش مختلف، از نوشتن با دست گرفته تا دیدن یک کشور خارجی آورده‌ایم. حداقل یکی را امروز امتحان کنید.

۱۰ دقیقه یا کم‌تر

* موسیقی گوش کنید. جنب و جوش هنگام موسیقی گوش کردن بخشی از مغز را برمی‌انگیزد که اقدام‌های حرکتی، هیجان‌ها، و خلاقیت را کنترل می‌کند. شاید موسیقی کلاسیک تقویت‌کننده‌تر باشد: براساس فرضیه‌ی”تاثیر موتزارت” گوش کردن به آثار موتزارت می‌تواند خلاقیت، تمرکز، و عملکردهای شناختی دیگر را افزایش بدهد. دقیقا مشخص نیست این تاثیر واقعا وجود دارد یا نه، اما کمی موسیقی کلاسیک نمی‌تواند ضرری داشته‌باشد!

 

حتما بخوانید : فواید موسیقی

*  با دست بنویسید. دکتر کری بارون و دکتر آلتون بارون، مولفان درمان خلاقیت، به ما توصیه می‌کنند مایکروسافت ورد را کنار بگذاریم و به جای آن قلم برداریم. گاهی همین تجربه‌ی قلم به‌دست گرفتن، جوهر روی انگشت و بوی یک دفتر نو، چیزی است که عصاره‌ی خلاقیت‌مان را به جریان می‌اندازد.

* مراقبه کنید. آیا درگیری ذهنی دارید؟ وقتی وحشت بر شما غالب می‌شود، مراقبه را امتحان کنید: مراقبه تفکر واگرا را بهبود می‌بخشد، یعنی حالت ذهنی که می‌توانیم ایده‌های جدید تولید کنیم.

* نظر فرد دیگری را بپرسید. از کمک خواستن نترسید. شاید یک دوست چیزی بگوید که یک جریان فکر کاملا جدید ایجاد کند. هرچه ایده‌ها و چشم‌اندازها بیش‌تر باشند بهتر است.

* تداعی آزاد. این بازی را امتحان کنید: فرهنگ لغت را باز کنید. یک واژه را تصادفی انتخاب کنید و هرچه به فکرتان می‌رسد درباره‌ی آن بنویسید. شاید عجیب باشد، آزادی می‌تواند واقعا مانع خلاقیت شود؛ کمی محدودیت(مثل تمرکز روی یک کلمه به جای انبوهی از کلمات) ما را قادر می‌سازد آزادانه‌تر فکر کنیم.

* درمورد چیزی دور و دراز فکر کنید. پژوهش‌ها نشان می‌دهند وقتی به اتفاق‌هایی درباره‌ی گذشته‌ی دور یا آینده یا یک موقعیت مکانی دیگر فکر می‌کنیم، توانایی‌مان در حل مشکل بیش‌تر می‌شود. پس شب سال نوی ۲۰۲۲، یا شام در یک رستوران در پاریس را تجسم کنید و قوه‌ی تخیل را آزاد کنید.

* خیال‌پردازی کنید. داشتم چه می‌گفتم؟ آها درست است: هنگامی که ذهن‌مان پرسه می‌زند، رویکرد خلاقانه‌تری به مشکلات داریم(هنگامی‌که پشت رایانه قوز می‌کنیم و مهلت انجام کاری رو به پایان است، کم‌تر این‌گونه است). بنابراین بابت چند دقیقه عدم تمرکز نگران نباشید.

* به چیزی آبی یا سبز نگاه کنید. این رنگ‌ها عملکردتان را در وظایف شناختی بالا می‌برند. پژوهشگران می‌گویند علت‌اش این است که ما آبی را با اقیانوس، آسمان، و به‌طور کلی عظمت مأنوس می‌دانیم، در حالی‌که سبز رشد را به ذهن متبادر می‌کند. این بار که مشکلی پیش آمد کره‌ی جغرافیا را نگاه کنید.

* آزادانه بنویسید. ۱۰ دقیقه وقت بگذارید و هرچیزی را که به ذهن‌تان می‌رسد بدون قضاوت روی کاغذ بیاورید. نام این روش “آزادنویسی” یا “تداعی آزاد” است. سپس یادداشت‌های‌تان را مرور کنید و ببینید کدام ایده‌ها ارزش نگه‌داشتن را دارند.

* هر دو دست را حرکت دهید. عجیب است: پژوهشگران پی‌بردند استفاده از دو دست برای توضیح یک موضوع مغز را وادار می‌کند آن را از چند چشم‌انداز بررسی کند.(هم‌چنین ممکن است استفاده از دست چپ تفکر خلاق را برانگیزد، چون آدم‌های چپ‌دست در کل خلاق‌تر هستند.) فقط اتفاقی به صورت فردی سیلی نزنید.

* بیرون یک جعبه بنشینید. در یک پژوهش، آدم‌هایی که(به معنی واقعی کلمه) بیرون یک جعبه نشستند(یعنی بیرون جعبه فکر کردند) در تفکر خلاق بهتر عمل کردند. جعبه‌ی مقوایی دم دست‌تان نیست؟ نشستن در راهرویی بیرون از اتاق را امتحان کنید.

* دراز بکشید. پژوهش نشان داده‌است آدم‌ها در حالت دراز کشیده بهتر از حالت نشسته می‌توانند جدول کلمات درهم ریخته را حل کنند. شاید در یک جلسه‌ی رسمی این ممکن نباشد، اما آن را در طول جلسه‌ی بارش مغزی انفرادی امتحان کنید.

* جزییات را بازاندیشی کنید. یک شی را بردارید و اجزای‌اش را جدا کنید.(پس گل تبدیل به ساقه، برگ، و گلبرگ می‌شود.) اسم این روش “کل به جز” است. و آدم‌هایی که این روش را تمرین کرده‌بودند، در مقایسه با آنها که تمرین نکرده‌بودند، بهتر می‌توانستند مشکلات را از دیدگاه خلاقانه حل کنند.

* کمی بخندید. هاهاها، با صدای بلند بخندید! یک روحیه‌ی مثبت می‌تواند به خلاقیت کمک کند چون فعالیت کورتکس جلویی و کورتکس کمربندی قدامی را افزایش می‌دهد(قسمت‌های مغز که مسئول شناخت پیچیده، تصمیم‌گیری، و هیجان است). و حتی اگر احساس سرخوشی نکنیم، رها کردن یک خنده از صمیم قلب می‌تواند واقعا روحیه‌ای مثبت را برانگیزد- بنابراین سبک‌مغز باشید تا خلاق شوید.

* چشم‌های‌تان را ورزش دهید. حرکت دادن چشم‌ها به جلو و عقب تعامل بین نیم‌کره‌ی چپ و راست مغز را تسهیل می‌کند، که ممکن است تفکر خلاق را تقویت کند.

 

۳۰ دقیقه یا کم‌تر

* از دست‌های‌تان استفاده کنید. بزن قدش: این ۱۰ انگشت ابزاری برای بیان افکار و تعامل با دیگران است. برای همین است که بارون‌ها می‌گویند ساختن چیزی با دست می‌تواند تفکر خلاق را به‌طور چشم‌گیری تقویت کند. هم‌چنین، ساختن چیزی با دست به این معنی است که از طریق حواس چندگانه اطلاعاتی به‌دست می‌آورید، که می‌تواند برانگیزنده‌ی تفکر خلاق باشد. آشپزی، بافتنی، طراحی دکوراسیون منزل‌تان را امتحان کنید- بسیار خوب، هنر ما آمدیم!

* زمانی را در بیرون سپری کنید. آیا شادی دویدن‌های کودکانه در پارک، ابداع بازی و ماجراجویی‌های بچگی را به یاد می‌آورید؟ آن احساس را به سادگی با حضور در دوباره زنده کنید. بودن در محیط طبیعی برای بزرگ‌سالان مانند بازی‌کردن است: همه‌ی حواس ۵گانه را درگیر می‌کند، به بدن انرژی می‌دهد، و از همه مهم‌تر تخیل را برمی‌انگیزد.

* اجتماعی شوید. وقتی با آدم‌هایی وقت می‌گذرانیم که به آنها اعتماد داریم، گفت‌وگوهای عمیق‌تری خواهیم داشت. بارون‌ها معتقدند این گپ‌ها اغلب به تفکر خلاق می‌انجامد، چون واقعا می‌توانیم خودمان باشیم و درباره‌ی علایق‌مان صحبت کنیم.

* ورزش کنید. طبق نظر بارون‌ها، وقتی از نظر فیزیکی فعال هستیم، بدن گرم می‌شود و ذهن‌مان کمی آزادتر می‌شود. بنابراین یافتن راه‌حل برای مشکلات و فکر کردن به ایده‌های جدید آسان‌تر خواهدبود. به علاوه یک پژوهش جدید نشان می‌دهد کسانی که مرتب ورزش می‌کنند در وظایف خلاقیتی بهتر از کسانی عمل می‌کنند که فعالیت کم‌تری دارند.

* چیز جدیدی را امتحان کنید. انجام کارها از روی عادت تفکر خلاق را تضعیف می‌کند؛ از طرف دیگر، جست‌وجوی چیزهای بدیع خلاقیت(و سلامت کلی) را به همراه دارد. حتی چیزهای ساده مثل رفتن به محل کار از یک مسیر جدید یا آزمایش یک دستورالعمل جالب هم خوب است.

* یوگا انجام دهید. بعضی حالت‌های بدن، مثل حالت جنینی یا حالت کبوتری، ظاهرا به خلاقیت کمک می‌کند. حرکات کششی می‌تواند ذهن‌مان را هم کمی کشش دهد.

* کمی بخوابید. اگر سعی دارید مشکلی را حل کنید و نمی‌توانید، به بستر بروید- شاید صبح راه‌حل بهتری بیابید. خواب حضور ذهن را بازسازمان‌دهی می‌کند، یعنی درباره‌ی تجربه‌ها از منظری دیگر فکر کنیم. حداقل یک چرت کوتاه بزنید. این فعالیت سمت راست مغز را برمی‌انگیزد(قسمتی از مغز که مسئول خلاقیت است).

 

بلندمدت

* انتظار نداشته‌باشید بی‌عیب و نقص باشید. اگر آن نقاشی به موزه‌ی هنرهای مدرن راه پیدا نکرد، ایرادی ندارد. اگر خودمان را تحت فشار بگذاریم تا چیزی برجسته تولید کنیم، ممکن است در واقع خلق چیز جدید را برای خودمان سخت‌تر کنیم. کری بارون می‌گوید: “خیلی از آدم‌ها در خفا حس می‌کنند’من خلاق نیستم’، اما هر فردی تا حد معینی خلاق است. فقط بیش‌ترین تلاش‌تان را بکنید و ببینید چه اتفاقی می‌افتد.

* یک کشور خارجی را ببینید. در یک پژوهش، دانش‌جویانی که خارج از کشور درس خوانده‌بودند، در سنجش تفکر خلاق عملکرد بهتری داشتند. روان‌شناسان می‌گویند تجربیات فرهنگ‌های مختلف به فرآیندهای شناختی پیچیده پشت تفکر بدیع کمک می‌کند. بی‌نظیر است!

* از مشکلات فهرست تهیه کنید. همیشه یک دفترچه‌ی یادداشت دم دست‌تان داشته‌باشید، و در طول روز دلخوری‌های ناراحت‌کننده را بنویسید. شاید برای یکی از مسائل، مثل پرداخت صورت‌حساب تلفن همراه راه‌حل خلاقانه‌ای بیابید.

* در محل کار بازی کنید. به یافتن کاری فکر کنید که در طول روز کاری”بازی”، چیزی مثل گردش‌های گروهی و زمان ورزش، ترتیب می‌دهد. چند ساعت فراغت خیال می‌تواند کمک‌مان کند وقتی پشت میزمان برگشتیم، فکر بازتری داشته‌باشیم و خلاقیت و بهره‌وری را تقویت کنیم.

* گنجینه درست کنید. مجموعه‌ای از چیزهای الهام‌بخش(عکس، گفتاورد، و غیره) تهیه کنید. هر بار که جعبه باز کنید باز هم هیجان‌زده خواهیدشد و ایده‌های را به یاد خواهیدآورد که در گذشته داشتید.

* یک اتاق خلاقیت درست کنید. در خانه اتاقی را به خلاقیت اختصاص دهید و در آن اشیایی مرتبط یا سرگرمی‌ها، یادگاری‌های از خاطرات خوب، و یک تابلوی چشم‌انداز قرار دهید که پروژه‌های احتمالی آینده را نشان می‌دهد. فضای کافی ندارید؟ در یک اتاق”گوشه‌ی خلاقیت” را امتحان کنید. دکتر مارک بانشیک، کارشناس گریتیست، می‌گوید هر وقت در آن قسمت باشیم مغز عادت می‌کند خلاق باشد.

* وقتی خسته هستید کار کنید. گاهی خواب می‌تواند کمک‌مان کند به ایده‌های جدید فکر کنیم، اما کار کردن در اوقات غیرمطلوب روز نیز می‌تواند خلاقیت را بالا ببرد، چون محدودیت‌مان کم‌تر است.(شاید بعضی نویسنده به همین دلیل سپیده‌دم صبح بیدار می‌شوند یا تا دمدمه‌های صبح بیدار می‌مانند.) بنابراین آدم‌های سحرخیز می‌توانند کار کردن در شب را امتحان کنند، و جغدهای شب‌بیدار می‌توانند زودتر سر کار بروند.

* در یک کافی‌شاپ بنشینید. در یک پژوهش، آدم‌ها با یک سر و صدای ملایم در پس‌زمینه بیش‌ترین خلاقیت را داشتند. سر و صدای اطراف کمی حواس‌مان را پرت می‌کند، برای همین وادارمان می‌کند کمی سخت‌تر و خیالی‌تر فکر کنیم. (البته شاید بعضی آدم‌ها برای این‌که بهترین تولید را داشته‌باشند به صدای آرام‌تر یا بلندتر نیاز داشته‌باشند.)

* با آدم‌های کنایه‌گو دمخور شوید. شنیدن اصطلاحات کنایی ناشی از خشم خیلی بیش‌تر از حرف‌های صریح خشمگین می‌تواند قابلیت حل مشکلات خلاقیتی را در ما بهبود ببخشد. شاید به این دلیل باشد که آدم‌های کنایه‌گو کم‌تر ترسناک هستند. بنابراین این بار که از هم‌کاران‌تان ایده‌ی جدید می‌خواستید، روش شوخی را در پیش بگیرید.(بله، درست است.)

* با طرد شدن کنار بیایید. ۱ تنهاترین عدد، و نوآورترین عدد است. طرد شدن می‌تواند توانایی تفکر خلاق را در ما تقویت کند، چون شروع به کشف ایده‌های جدید و بدیع می‌کنیم.

* ایده‌ها را بنویسید. به جای این‌که نگران به خاطر سپردن ایده‌ها باشید(یک بار دیگر، معنی زندگی چه بود؟)، می‌توانید از این ظرفیت برای رسیدن به ایده‌های جدید استفاده کنید. بانشیک “آزادسازی مغز” را توصیه می‌کند، یعنی هرچیزی را که به ذهن‌تان می‌رسد بنویسید و نگران اصلاح یا تجدید نظر در آنها نباشید.

* زمانی را به تنهایی سپری کنید. ما توصیه کردیم بودن با دوستان می‌تواند خلاقیت را تقویت کند، اما گاهی کمی آرامش و سکوت ضروری است. با یک هدفون خلوت کنید، با افکار خودتان ارتباط برقرار کنید، و روی وظیفه‌ی که در دست دارید تمرکز کنید. یا با خودتان حرف بزنید، هر چیزی را که جواب می¬دهد امتحان کنید.

 

 

منبع : آلامتو

منبع : کــــلــبه تــنــهایــی مــا۳۵ راهکار رایگان برای تقویت خلاقیت
برچسب ها : خلاقیت ,می‌تواند ,خلاق ,جدید ,تفکر ,امتحان ,امتحان کنید ,تفکر خلاق ,ایده‌های جدید ,می‌کند، یعنی ,می‌تواند کمک‌مان

روانشناسی عشق : چطور کسی را عاشق خود کنید

:: روانشناسی عشق : چطور کسی را عاشق خود کنید

45

 

آیا فکر می‌کنید عشق قابل کنترل نیست؟

آیا فکر می‌کنید اگر کسی از همان ابتدای آشنایی عاشقتان نشود، دیگر شانسی ندارید؟

آیا فکر می‌کنید امکان این وجود ندارد که بتوانید کسی را دیوانه‌وار عاشق خودتان بکنید؟

اگر پاسختان به این سوال‌ها مثبت بوده است، احتمالا به قضا و قدر و سرنوشت هم اعتقاد دارید. اشکالی ندارد، خیلی‌ها اینطورند! اکثر مردم تصور می‌کنند که عشق چیزی غیرقابل‌تغییر است و کنترلی روی آن ندارند.

اما تحقیقات مختلفی که طی این سالها انجام گرفته ثابت کرده است که شما می‌توانید عشق را کنترل کنید. و همه اینها توسط قدرت مغز انجام می‌گیرد. فقط باید یاد بگیرید چطور از ذهنتان استفاده کنید.

عشق هیچ فرقی با سایر احساسات روانشناسی که به صورت روزانه تجربه می‌کنید ندارد:

– ترس
– استرس
– حسادت
– ترحم به خود
– اضطراب

این احساسات قابل کنترل هستند و عشق هم جزو احساسات روانشناختی دسته‌بندی می‌شود و قابل کنترل است. کنترل عشق بعنوان یک احساس به همان اندازه کنترل ترس، هیجان و از این قبیل آسان است. مشکل اعتقادات ما است. در طول سالها باور کرده‌ایم که عشق چیزی است که اتفاق می‌افتد و همه چیز به سرنوشت بستگی دارد.

اما واقعیت متفاوت با این است. با استفاده از روانشناسی عشق می‌توانید کاری کنید کسی که می‌خواهید عاشقتان شود و چشمش جای دیگری را نبیند. البته هیچ تضمینی نیست و نمی‌گوییم این روش ۱۰۰٪ موثر است اما نتیجه کارتان با این روش کاملاً متفاوت خواهد شد. اگر بتوانید شانس اینکه فرد موردنظرتان عاشقتان شود را سه برابر کنید، چرا آن را امتحان نکنید؟

۱. چطور عاشق می‌شویم و روانشناسی پشت آن

قبل از اینکه وارد این داستان شوید که چطور کسی را دیوانه‌وار عاشق خودتان کنید، باید نگاهی به جنبه روانشناختی آن بیندازید و نخیر، هیچ معجون جادویی برای آن وجود ندارد.

بدون اینکه بدانید، هر آدمی که می‌شناسید در فهرستی پشت ذهنتان ذخیره شده است. لیستی از معیارها هم در این لیست هست، معیارهایی که قبل از عاشق شدنتان باید در آن فرد وجود داشته باشد. روانشناسان به این نقشه عشق می‌گویند.

اگر فردی یکی یا چند مورد از این معیارها را نداشته باشد، به طور اتوماتیک‌وار ویژگی تبدیل شدن به عشق زندگی شما را از دست می‌دهند و احتمالاً فقط دوست شما باقی می‌مانند. به همین خاطر است که فقط عاشق یک نفر می‌شوید و بقیه برایتان دوست باقی می‌مانند.

البته لیست هر شخص متفاوت و خاص است. مواردی که روی این لیست نوشته به خودِ شما بستگی دارد:

– ارزش‌ها
– اعتقادات
– تجربیات قبلی
– پیشینه
– روابط قبلی

به همین دلیل است که دوستتان ممکن است عاشق مردی شود که به نظر شما خیلی معمولی است. آن مرد با نقشه عشق دوست شما مطابقت دارد نه نقشه شما. اینکه افراد را ارزیابی کنید تا ببینید کسی با لیست شما جور است یا نه به صورت خودآگاه انجام نمی‌گیرد، این اتفاق به صورت ناخودآگاه می‌افتد، بدون اینکه حتی به آن فکر کنید. ذهن همه کارها را خودش به تنهایی انجام می‌دهد. درست همانطور که به قلبتان می‌گوید بتپد، درحالیکه به صورت خودآگاه از آن اطلاع ندارید. به همین دلیل است که ممکن است عاشق یک نفر شوید و ندانید اصلاً چرا عاشق او شده‌اید. مسئولیت با ذهن ناخودآگاه شماست.

به همین دلیل است که عشق پدیده‌ای رمزآلود است و خیلی‌ها آن را به سرنوشتشان می‌سپارند. اما در واقعیت، این هیچ ارتباطی با سرنوشت ندارد، فقط به ذهن ناخودآگاه شما بستگی دارد که ارزیابی کند آن فرد با لیست شما هماهنگی دارد یا خیر. حقیقت ماجرا این است که هرچه اطلاعات و آگاهی‌تان از معیارهای ذهن ناخودآگاهتان بیشتر شود، می‌توانید خیلی سریع ارزیابی کنید که چرا عاشق یک نفر شده‌اید.

در زیر به لیست جیم که مردی ۲۶ ساله است که نامزدهای زیادی در زندگی خود داشته، اشاره می‌کنیم. او ۲ سال است که از دانشگاه فارغ‌التحصیل شد و در لندن کار می‌کند. از قرار گذاشتن و دوستی‌های کوتاه‌مدت با دخترهای مختلف خسته شده و به دنبال یک شریک‌زندگی جدی‌تر برای خود است. لیست جیم یا این ۴ معیار شروع می‌شود:

۱- باید سطح تحصیلات او به من بخورد.

۲- باید موهای قهوه‌ای داشته باشد (جیم یکبار عاشق دختری با موهای قهوه‌ای شده است و درنتیجه ذهن ناخودآگاهش آن را وارد لیست معیارهایش کرده است که کمکش کند شکست عشقی که قبلاً با آن دختر مو قهوه‌ای داشته را جبران کند).

۳- باید به خانواده‌اش نزدیک باشد (خانواده و بچه برای جیم مهم‌اند و او به دنبال کسی است که بتواند مادر خوبی برای فرزندان او شود. می‌بینید ما جذب کسانی می‌شویم که خودمان می‌خواهیم و نیاز داریم).

۴- باید مسافرت کردن را دوست داشته باشد.

اگر جیم که الان مجرد است با دختر فوق‌العاده‌ای که موهای قرمز دارد روبرو شود، احتمالاً عاشق او نخواهد شد. بااینکه ممکن است آن دختر به نظرش خوب بیاید اما خودش هم نمی‌تواند بفهمد چرا نمی‌تواند عاشق آن دختر شود.

فقط زمانی خواهید توانست عاشق شوید که آن فرد با اکثر موارد موجود در لیست ناخودآگاهتان همخوانی داشته باشد. آنوقت ذهن ناخودآگاهتان به شما کمک خواهد کرد در عشق با آن فرد بمانید و رابطه خوبی با او داشته باشید. چون ناخودآگاهتان خود را به این صورت به آن فرد می‌چسباند، به همین خاطر فراموش کردن کسی که دوست داشته‌اید حتی بعد از سالها تا این اندازه سخت است.

۲. چطور برای اطمینان از عشق او به خودتان ذهنتان را کنترل کنید

اینجا نمونه‌هایی از روش‌های قبلاً امتحان‌شده برایتان آورده‌ایم که کمکتان می‌کند کسی که می‌خواهید را عاشق خودتان کنید:

۱- معیارهای او را در خودتان ایجاد کنید. همه ما این لیست یا نقشه عشق را در ذهنمان داریم. این لیست هر معیار اصلی که انتظار داریم طرف موردنظرمان داشته باشد را دارد. البته صددرصد نیست که هر کسی که معیارهای این لیست را داشته باشد، عاشقش شویم اما اگر کسی هیچکدام از این معیارها را نداشته باشد امکان اینکه عاشقش شویم وجود ندارد. قبل از اینکه تلاش کنید کسی را عاشق خودتان کنید، کمی درمورد او تحقیق کنید. همه اطلاعات اصلی درمورد پیشینه و علایقش را به دست آورید. هرچه بیشتر درمورد او بدانید و سعی کنید خودتان را با معیارهای او جور کنید بهتر است.

۲- نیازهای برآورده‌نشده‌شان را برآورده کنید. وقتی افراد به دنبال یک رابطه جدید هستند، به دنبال فرد دیگری می‌گردند که به طرق مختلف شبیه به خودشان باشد. آنها به دنبال نقاط قوت خود و همچنین متضاد ضعف‌هایشان در آن فرد هستند. بعنوان مثال، کسی که احساس حقارت دارد اما فردی باهوش است به دنبال کسی است که در عین باهوش بودن اعتمادبه‌نفس داشته باشد تا بتواند آنها را به تعادل برساند. اگر سعی دارید کسی را عاشق خودتان بکنید که می‌دانید اختلال شخصیتی خودکم‌بینی دارد، اینکه خودتان را فردی بااعتمادبه‌نفس به او نشان دهید کمک می‌کند عاشقتان شود. وقتی نقش یک فرد بااعتمادبه‌نفس را بازی می‌کنید، به ذهن ناخودآگاه او پیام می‌فرستید که «من چیزی که دنبالش هستی را دارم»!

۳- چقدر تلاش می‌کنید؟ خیلی‌ها دوست دارند بدانند که آیا پشتکار داشتن در این موارد واقعاً عمل می‌کند یا نه. اگر کسی که به دنبالش هستید وابستگی بیرونی داشته باشد، احتمال اینکه پشتکار داشتن روی او اثر کند هست. وابستگی بیرونی داشتن یعنی فرد برای اینکه حالش بهتر شود یا از موقعیت بدی در زندگی‌اش فرار کند به دیگران تکیه می‌کند. اگر کسی جزء این دسته افراد باشد، احتمال اینکه در هر موقعیتی بخواهند وارد یک رابطه جدید شوند وجود دارد. در این مورد، احتمال اینکه بتوانید او را عاشق خودتان بکنید بیشتر خواهد بود. خلاصه اینکه وقتی افراد آسیب‌پذیرتر باشند و نیاز به توجه و مراقبت احساس کنند، احتمال اینکه بتوانند سریعتر عاشق شما شوند بیشتر است.

۴- از دوستان مشترکتان کمک بگیرید. اگر شما و کسی که دوستش دارید دوستان مشترکی دارید، باید از این امتیاز استفاده کنید. دلیل آن این است که ذهن ناخودآگاه وقتی منابع مورداعتماد (مثل دوستان) چیزی که قرار است در ذهنشان برنامه‌ریزی شود را تایید کنند، راحت‌تر آن برنامه‌ریزی جدید را می‌پذیرد. اگر دوستان او تصور کنند که شما فوق‌العاده‌اید، احتمال اینکه با آنها هم‌عقیده شود زیاد است. هرچه دوستان مشترکتان بیشتر درمورد فوق‌العاده بودن شما با او حرف بزنند، احتمال اینکه جایی در ذهن او باز کنید بیشتر خواهد بود.

۵- ذهنشان را سیم‌پیچی کنید. هرچه چیزی را بیشتری برای کسی تکرار کنید، بهتر می‌توانید باعث شوید به آن چیز خاص فکر کند. چرا؟ خیلی ساده است، تکرار می‌تواند تاثیر فوق‌العاده‌ای روی ذهن ناخودآگاه داشته باشد. البته این به شما مجوز نمی‌دهد که هر ده دقیقه یکبار به او زنگ بزنید. این فقط می‌ترساندشان. با نشان دادن زیرکانه حضورتان، می‌توانید روی ذهنشان برنامه بریزید. باید جلو چشم باشید و به او این امکان را بدهید که تا می‌تواند شما را ببیند، اینکه با او حرف بزنید یا نه مهم نیست، فقط کافی است جایی بایستید که شما را ببیند.

۶- تصور مثبت از خودتان بسازید. وقتی اسمتان در جمعی به زبان می‌آید، اولین کلمه‌ای که به ذهن دیگران می‌آید چیست؟ دیگران چه تصویری از شما دارند؟ فکر آنها در مورد شما فردی «قوی»، «شاد»، «بااعتمادبه‌نفس» یا چیزی منفی‌تر مثل «آویزان» است؟ هر چه جایگاه بهتری برای خودتان در ذهن افراد بسازید، دید آنها نسبت به شما بهتر خواهد شد. مهم نیست که هستید و چه ویژگی‌های منفی‌ای دارید، چیزی که مهم است درک آنها نسبت به شماست. باید کاری کنید که این تصور مثبت باشد.

۳. آیا واقعاً چیزی به اسم عشق در نگاه اول وجود دارد یا همه اینها افسانه است؟

البته عشق در نگاه اول وجود دارد، اگر کسی از همان ابتدا با معیارهایی که در ذهن ناخودآگاهتان لیست شده است همخوانی داشته باشد، احتمالاً در نگاه اول عاشق او خواهید شد.

آنوقت به خودتان می‌گویید، «یک لحظه صبر کن، اگه تا حالا با او حتی حرف هم نزده‌ام پس از کجا می‌دانم که با معیارهای من جور است یا نیست؟»

خیلی ساده است. معیارهای شما ممکن است شامل طریقه ایستادن، راه رفتن، حرف زدن یا حتی ارتباط او با دیگران باشد. اگر رفتارها، ظاهر یا هر چیز دیگر او شما را یاد کس دیگری بیندازد این اتفاق خواهد افتاد.

مثلاً شما را یاد کسی که قبلاً عاشقش بودید بیندازد.

ما معمولاً از یک الگو پیروی می‌کنیم و همیشه عاشق یک تیپ خاص از افراد می‌شویم. بنابراین اگر کسی شما را یاد کسی بیندازد که قبلاً عاشقش بودید، اما در خودآگاهتان ندانید که شما را یاد کسی از گذشته‌تان می‌اندازد، ممکن است در نگاه اول عاشق آن فرد شوید، بدون اینکه بدانید چرا. آنوقت ممکن است فکر کنید که سرنوشتتان بوده که عاشق او شوید.

 

 

منبع : مردمان نت

منبع : کــــلــبه تــنــهایــی مــاروانشناسی عشق : چطور کسی را عاشق خود کنید
برچسب ها : عاشق ,اینکه ,خودتان ,لیست ,داشته ,چیزی ,داشته باشد ,احتمال اینکه ,عاشق خودتان ,بدون اینکه ,قابل کنترل ,باشد، احتمال اینکه ,عاشق خودتان بکنید ,عاش

پنج دلیل برای اینکه چرا به اوج رویاهای‎مان نمی‎رسیم؟

:: پنج دلیل برای اینکه چرا به اوج رویاهای‎مان نمی‎رسیم؟

2a40fd9-600x330

بسیاری از ما هیچ گاه تحقق رویاهای‎مان را ندیده‎ایم. رویاهایمان به جای اوج گرفتن و پرواز در میان ابرها، مانند هواپیمایی آسیب دیده و معیوب به آشیانه خود باز می‎گردند.

طی مسیر زندگی، من ۵ دلیل نرسیدن به رویاها را شناخته‎ام:

 

ما توسط دیگران دلسرد شده‎ایم

ما خلبان رویاهای‎مان هستیم و نمی‎توانیم آن را به دیگران واگذار کنیم. افرادی که رویاهای‎شان را دنبال نمی‎کنند از این‎که ما دنبال رویاهای‎مان هستیم خشمگین می‎شوند. چنین افرادی وقتی موفقیت ما را ببینند احساس بی‎کفایتی می‎کنند، بنابراین سعی می‎کنند جلوی پیشرفت ما را بگیرند.

اگر به صداهای بیرونی گوش دهیم، در واقع اجازه داده‎ایم، رویاهای‎مان ربوده شوند. در برخی موارد، دیگران کاری می‎کنند که به توانایی‎های خود شک کنیم و به این وسیله محدودیت‎هایی برای ما ایجاد می‎کنند. وقتی با طوفانی از انتقادات مواجه شدیم باید کنترل اوضاع را به دست بگیریم تا به وسیله دیگران ضربه نخوریم.

 

عادت می‎کنیم که به حد متوسط اکتفا کنیم

حد متوسط معمولا معقول به نظر می‎رسد. داشتن خواسته‎های استثنایی، مستلزم تلاش بیشتر، داشتن انگیزه پایدار و نظمی غیرمعمول است. وقتی برای به اوج رساندن آرزوهای‎مان تلاش می‎کنیم باید بر نیروهای مخالف غلبه کنیم. شرایط زندگی مانند نیروی جاذبه سعی دارد رویاهای ما را به حد معمول برساند تا به حد متوسط اکتفا کنیم.

بسیاری از ما بهای غلبه رویاهای‎مان بر نیروهای مخالف را نمی‎پردازیم. ممکن است با انگیزه شروع کنیم، اما پس از مدتی خسته شویم. اگرچه قصد دست کشیدن از رویاهای‎مان را نداریم، اما شروع به سازش می‎کنیم. در طول زمان، زندگی ما پیش پا افتاده‎تر می‎شود و رویاهای‎مان از ما دور می‎شوند.

 

یأس‎ها و آسیب‎هایی که در گذشته متحمل شده‎ایم به ما لطمه می‎زنند

در فیلم تاپ‎گان، تام کروز نقش ماوریک، جوان با استعداد و خودشیفته‎ای را بازی می‎کرد که رویایش این بود که اولین خلبان در ارتش ایالات متحده باشد. ماوریک در صحنه آغاز فیلم طی یک عملیات هوایی، توانایی خود را در پرواز به نمایش می‎گذارد و از او برای آموزش دیدن در نیروی هوایی ارتش دعوت می‎شود. در اواسط فیلم، هواپیمایش سقوط می‎کند و دوست و همکارش را از دست می‎دهد.

ماوریک اگرچه در این حادثه تقصیری نداشت اما خاطره دردناک آن حادثه در ذهنش باقی می‎ماند. به دلیل کشمکش‎های ذهنی که داشت برای به دست آزردن ثبات ذهنی از رویایش دست می‎کشد. اما سرانجام دوباره تصمیم می‎گیرد به پرواز ادامه دهد.

خیلی از ما، مانند ماوریک با خاطره‎ای تلخ در زندگی دست و پنجه نرم می‎کنیم. مثلا ممکن است این خاطره تلخ شکست در کسب و کاری باشد که آن را قبلا شروع کرده‎ایم؛ یا اخراج شدن از یک پست مدیریتی باشد. یاس شکافی‎ست بین انتظارات و واقعیت‎ها که همه ما آن را تجربه کرده‎ایم. شکست قسمت اجتناب‎ناپذیری از زندگی ماست، اما اگر بخواهیم به رویاهای‎مان دست یابیم باید مانند ماوریک باید با شجاعت در مقابل گذشته سخت‎مان بایستیم.

 

اعتماد به نفس کافی برای پی‎گیری رویاهایمان را نداریم

رویاها آسیب پذیرند و از هر طرف ممکن است از جنبه‎های مختلف تحت تاثیر قرار گیرند. به این ترتیب، باید با اعتماد به نفس زیاد آن‎ها را تقویت کرد.

در زمان آملیا ارهارت، خلبانی برای زنان مرسوم نبود. اگر او اعتماد به نفس نداشت، حتی نمی‎توانست آرزوی خلبان شدن هم داشته باشد. در عوض، ارهارت با اطمینان رویاهایش را دنبال کرد و سرانجام توانست آرزویش را محقق سازد و مشهور شود.

در رویاهای‎مان از تخیل استفاده نمی‎کنیم

انسان برای هزاران سال به صورت زمینی، روی پاهایش، با اسب و کالسکه، لوکوموتیو و سرانجام ماشین سفر کرد. به لطف رویاپردازی اوریل و ویلبر رایت ما ‎می‎توانیم ساعت‎ها برفراز اقیانوس‎ها پرواز کنیم. برادران خیال‎پرداز بر تمسخرها و تردیدهای دور و برشان در مورد پرواز انسان غلبه کردند و باور جهانی را تغییر دادند.

بسیاری از ما نقش‎های جزیی در زندگی بازی می‎کنیم؛ چون به خودمان اجازه رویاپردازی نمی‎دهیم. خود را در دام واقعیات گرفتار می‎کنیم و هرگز جرات نمی‎کنیم پای‎مان را فراتر از چیزهایی که دیده‎ایم بگذاریم. تخیل با نشان دادن چشم‎اندازی فراتر از زندگی کنونی، ما را از حد متوسط ارتقا می‎دهد. رویاها با انرژی که به ما می‎دهند ما را به سمت بهترین‎ها سوق می‎دهند.

هیچ گاه از رویاپردازی برای تحقق بهترین‎ها در زندگی خود دست برندارید.

منبع : کــــلــبه تــنــهایــی مــاپنج دلیل برای اینکه چرا به اوج رویاهای‎مان نمی‎رسیم؟
برچسب ها : رویاهای‎مان ,زندگی ,می‎کنیم ,کنیم ,ماوریک ,دیگران ,مانند ماوریک ,نیروهای مخالف ,متوسط اکتفا ,رویاهای‎مان هستیم

قدم صفر بازاریابی اینترنتی

:: قدم صفر بازاریابی اینترنتی

Social-Media-Marketing-1024x822-620x330.

سلام همیشه شاهد این بودم که افراد سؤال می‌کردند ما بازاریابی اینترنتی رو از کجا باید شروع کنیم و بهتر عرض کنم شروع این کار کجاست؟

همیشه شروع یک کار یا انجام یک کار برای اولین بار به‌شدت سخت به نظر می‌آید، اما این به علت این است که ما از آن کار فعلاً علم و آگاهی زیادی نداریم به همین خاطر هست که همیشه این مشکل را در اوایل کار داریم که نمی‌دانیم باید چه‌کاری انجام بدهیم و معمولاً نمی‌دانیم چه چیزی باعث پیشرفت می‌شود و چه چیزی ما را به نابودی سوق می‌دهد، پس کمی خطرناک است.

مثلاً من خیلی برخورد کردم که افراد سؤال می‌کنند که ما در ابتدای کار هیچ مشتری نداریم پس چطور باید برای مشتری که نداریم بازاریابی انجام بدیم یا به آن‌ها پیشنهاد خرید بدیم.

در این مقاله می‌خواهیم در مورد همین موضوع صحبت کنیم و باهم ببینیم که چطور می‌شود که این کار رو اصولی و قدم‌به‌قدم شروع کنیم.

قطعاً اکثر این سؤالات وقتی برای ما پیش می‌آید که یک سایت درست کردیم حالا می‌خواهیم محصولات یا خدماتمان را بفروشیم متأسفانه اکثر ماها فکر می‌کنیم که اگر یک سایت راه انداختیم و به عبارتی سایت را بالا آوردیم دیگر از فردای آن روز، فروش‌ها شروع می‌شود و علاوه بر این‌که وقت کم می‌آوریم، حساب بانکی هم پر می‌شود، ولی باید عرض کنم که رسیدن به ثروت از طریق اینترنت ممکن هست اما به این سادگی نیست و شما باید همه کارها در سایت را به همکاران واگذار کنید، به جزء بازاریابی اینترنتی که مهم‌ترین موضوع در سایت شماست.

بگذارید کمی به عمق کسب‌وکار شما وارد بشویم و کمی ازنظر ساختاری بررسی کنیم.

 

Niche

Niche را به فارسی می‌شود گوشه معنا کرد که در بازاریابی گفته می‌شود گوشه بازار.

خیلی از ما تصور می‌کنیم که اگر یک محصول یا خدمتی داشته باشیم که برای همه کارایی داشته باشد، آن‌وقت افراد زیادی خرید می‌کنند و ما ثروتمند می‌شویم، ولی این تفکر کاملاً باعث نابودی است یا حداقل برای شروع یک کار اصلاً مناسب نیست، من پیشنهاد می‌کنم به‌جای اینکه بخواهید کل بازار رو احاطه کنید در عوض یک‌گوشه از بازار را به دست بگیرید و روی آن مدیریت داشته باشید و کار شما هم ساده‌تر خواهد بود و هم پردرآمدتر.

حتماً توجه کنید که بازار هدف شما باید افرادی باشند که برای محصول و خدمت شما ارزش قائل باشند و اینکه توان پرداخت و سود رساندن به شمارا داشته باشند.

و شاید جواب خیلی از افرادی که میگویند ما محصولات و خدمات خوبی داریم، اما مشتری هایمان کافی نیستند و نمی‌توانیم خوب فروش کنیم این است که بازار هدف خود را عوض کنند.

چند سال پیش با مجموعه‌ای کار می‌کردم که کار آن‌ها تولید آموزش و فروش از طریق اینترنت بود بااینکه مدرس‌های خیلی خوبی داشتند و خیلی هم در کار خبره بودند بااین‌وجود اصلاً فروش راضی‌کننده‌ای نداشتند، خیلی موارد وجود دارد که باعث این مشکل می‌شود، اما یکی از بزرگ‌ترین مشکلات این مجموعه بازار هدفشان بود و آن‌ها بازار خود را روی افراد جوان و کم سن متمرکز کرده بودند که تازه می‌خواهند یک کاری رو شروع و پول دربیاورند، به آن‌ها پیشنهاد کردیم که بازار هدف خود را تغییر دهند و روی قشر مدیر و کارآفرین که وقت محدودی دارند ولی همواره دنبال تغییر در سازمان و مجموعه خود هستند متمرکز کار کنند، متأسفانه آن‌ها نتوانستند ترس خود را بشکنند و بازار هدف خود را تغییر دهند و چند وقتی هم گذشت همین ابتدای امسال بود که مطلع شدم مدیر آن مجموعه می‌خواهد در یک شرکت کامپیوتری استخدام شود و این تغییر ندادن بازار هدف باعث شد که شکست سنگینی را متقبل شود.

من پیشنهاد می‌کنم تا آنجایی که می‌توانید خودتان رو از رقیبان متمایز کنید و دور کنید.

آیا بازار هدفی مناسب برای کار خود انتخاب کرده‌اید؟ اگر جواب منفی است پیشنهاد می‌کنم بر روی این موضوع وقت بگذارید و بهترین بازار هدفی که مناسب کار شما است را انتخاب کنید.

مهم‌ترین وظیفه سایت را فراموش نکنید ایمیل مارکتینگ

خیلی از کسب‌وکارها اصلاً به اینکه مشتریان را جذب کنند اصلاً اهمیت نمی‌دهند و شاید اصلاً یک سیستم جمع‌آوری اطلاعات مشتریان ندارند، به شما پیشنهاد می‌کنم که یک سیستم برای جمع‌آوری ایمیل مشتریان ایجاد کنید و ایمیل مارکتینگ (رساندن پیام‌های بازاریابی از طریق ایمیل) را شروع کنید…

نگران نباشید ایمیل مارکتینگ یکی از ساده‌ترین کارها در بازاریابی اینترنتی است اما به‌شرط رعایت اصولی به شما در این زمینه کمک می‌کند

• انتخاب یک سیستم مناسب ایمیل مارکتینگ
• تفکیک مشتریان در دسته‌های مختلف مثل (خریدارها، اعضا و …)
• دادن یک پیشنهاد رد نشدنی برای دریافت ایمیل از مشتری
• برگزاری کمپین‌های بازاریابی مناسب

اجازه دهید کمی در مورد این چهار گزینه که خیلی مهم هستند صحبت کنیم.

انتخاب یک سیستم مناسب ایمیل مارکتینگ:

شاید اطلاع داشته باشید که ارسال ایمیل از طریق ‌هاست محدودیت دارد و باعث بسته شدن سایت می‌شود پس گزینه مناسب ما این است که یا یک سرور ارسال ایمیل خرید کنیم که باید هزینه‌های زیادی رو متقبل شویم ولی بهترین گزینه می‌تواند انتخاب یک سیستم آماده ارسال ایمیل باشد که این سیستم وظیفه ارسال ایمیل برای شما با امکانات فوق‌العاده را دارد، البته ممکن است که برای استفاده از بعضی از این سیستم‌ها پول پرداخت کنید ولی به نظر من ارزشش رو دارد.

من سیستم‌های زیر را استفاده و پیشنهاد می‌کنم فقط کافی است وارد سایت‌های موردنظر شوید و با این سیستم‌ها آشنا شوید:

Mailchimp

Mailerlite

تفکیک مشتریان در دسته‌های مختلف مثل (خریدارها، اعضا و …):

شما باید برای هر دسته از مشتریان یک پیشنهاد خاص داشته باشید، شاید این عنوان رو کمتر جایی دیده باشید اما به‌شدت در عملیات بازاریابی شما مؤثر خواهد بود. یکی از کارهایی که خیلی از سایت‌ها انجام می‌دهند ایجاد اعتماد برای کسانی است که می‌خواهند خرید انجام دهند اما شاید این مسئله برای خریدارهای سایت شما آن‌چنان مهم نباشد، چون قبلاً از شما خرید انجام داده‌اند و اگر محصول یا خدمات شما خوب بوده راضی هستند.

به همین دلیل از امکانات سیستم‌های ایمیل مارکتینگ استفاده کنید و مشتریان را کاملاً دسته‌بندی کنید و این را توجه داشته باشید با این کار یک گنج ارزشمند خواهید داشت یا اصطلاحاً یک تریبون بازاریابی که وظیفه‌اش پول‌سازی برای شماست.

دادن یک پیشنهاد رد نشدنی برای دریافت ایمیل از مشتری:

اگر سایت استاندارد و خوبی داشته باشید مثلاً روی سیستم‌های مدیریت محتوا مثل وردپرس، جوملا و امثالهم، خیلی آسان ایمیل‌ها و اطلاعات کسانی که از شما خرید انجام داده‌اند در سایت ثبت می‌شود.

اما من باکسانی که خرید انجام داده‌اند کاری ندارم (هرچند خیلی مهم هستند) منظورم از این بخش این است که بیاییم و از افرادی که تازه‌وارد سایت می‌شوند ایمیل دریافت کنیم و محصولاتمان را به آن‌ها بفروشیم.

پیشنهاد رد نشدنی که شما می‌توانید بدهید خیلی مهم است، مثلاً من خیلی دیده‌ام که در سایت‌هایی که کتاب فروخته می‌شود برای عملیات جمع‌آوری ایمیل چند فصل از آن کتاب یا چکیده آن کتاب را به‌صورت کاملاً رایگان در اختیار کاربران قرار می‌دهند به شما پیشنهاد می‌کنم اگر محصول دارید و این امکان را دارد انجام بدید اگر این امکان را ندارد یک آموزش از آن محصول تهیه کنید و رایگان درازای دریافت ایمیل از مشتریان به آن‌ها تقدیم کنید.

اما اگر خدمتی در سایت ارائه می‌دهید می‌توانید این خدمت را علاوه بر فایل آموزشی رایگان گسترش بدید مثلاً من دوستی داشتم که در کار بهینه‌سازی سایت مشغول بود، علاوه بر پلن‌های پولی که در سایت داشت یک پلن بهینه‌سازی رایگان هم قرار داده بود که به‌شدت تبلیغات سایت را اختصاص داده بود به پلن رایگان، کسانی که تمایل داشتند اطلاعت خود را وارد می‌کردند و این دوست من با آن‌ها تماس می‌گرفت و علاوه بر مشاوره رایگان دستی هم به سر و روی سایت مشتری می‌کشید.

خیلی از افراد این شخص را تمسخر می‌کردند که وقتی دارد رایگان خدمات می‌دهد که کسی پلن‌های پولی را خریداری نمی‌کند اما داستان ازاین‌قرار بود که این دوست من اکثر مشتری‌هایی که پول‌های خوبی برای بهینه‌سازی وب‌سایت پرداخت می‌کردند از همین افرادی بودند که پلن‌های رایگان را سفارش می‌دادند.

برگزاری کمپین‌های بازاریابی مناسب:

منظورم از کمپین‌های بازاریابی انجام قدم‌به‌قدم عملیات بازاریابی است یعنی ما به‌صورت قدم‌به‌قدم پیام بازاریابی را به مشتریان برسانیم من به شما پیشنهاد می‌کنم پیشنهاد رد نشدنی را در عملیات کمپین خود قرار دهید، یعنی اگر مثلاً شما کتاب الکترونیکی می‌فروشید بهترین روش این است که ابتدا مثلاً چند صفحه از آن را رایگان برای دانلود درازای دریافت ایمیل قرار دهید و بعدازآن به ایمیل‌های دریافت شده در کمپین خود اطلاعات اضافی ارسال کنید مثلاً یک روش کاملاً عملی و قدم‌به‌قدم به‌صورت زیر می‌شود.

دادن چند صفحه از کتاب و دریافت ایمیل از کاربران
ارسال نکات مکمل از کتاب به‌صورت ویدیو، صوت یا متن
در صورت وجود ارسال نظرات مشتریان برتر
برگزاری بازه زمانی تخفیف برای کتاب یا دریافت هدیه با هر خرید

در نظر بگیرید اگر این کارها را برای یک محصول انجام دهید چقدر موفق‌تر خواهید بود ضمن اینکه خیلی از سایت داران و صاحبان کسب‌وکار اینترنتی اصلاً با این موضوعات آشنا نیستند پس همین‌الان شروع کنید و کمپین خود را برگزار و موفق شوید.

امیدوارم که از این مقاله استفاده کرده باشید و پیشنهاد می‌کنم برای اینکه این مطالب را فراموش نکنید همین‌الان شروع به انجام ایده‌هایی که در این مقاله مطرح شد بکنید و از نتایجی که خواهید گرفت لذت ببرید.

منبع : کــــلــبه تــنــهایــی مــاقدم صفر بازاریابی اینترنتی
برچسب ها : ایمیل ,سایت ,پیشنهاد ,بازاریابی ,خیلی ,انجام ,پیشنهاد می‌کنم ,دریافت ایمیل ,ایمیل مارکتینگ ,ارسال ایمیل ,بازاریابی اینترنتی ,خرید انجام داده‌

هفت راه موثر برای متقاعد کردن دیگران

:: هفت راه موثر برای متقاعد کردن دیگران

Business meeting

اگر می خواهید قدرت متقاعدسازی را در خود بسازید ، مطمئنا مجبور خواهید بود در هنگام صحبت کردن لحن مثبتی داشته باشید. نباید صدایتان بسیار بلند یا لحن اجبار به خود بگیرد. در عوض باید لحن صدایتان در هنگام صحبت درباره موضوع مورد نظر مطمئن، مشتاق ومثبت باشد پس در ادامه همراه ما باشید…

 

۱٫ لحن مثبتی داشته باشید

اگر می خواهید قدرت متقاعدسازی را در خود بسازید ، مطمئنا مجبور خواهید بود در هنگام صحبت کردن لحن مثبتی داشته باشید. به گزارش نیک صالحی نباید صدایتان بسیار بلند یا لحن اجبار به خود بگیرد. در عوض باید لحن صدایتان در هنگام صحبت درباره موضوع مورد نظر مطمئن ، مشتاق ومثبت باشد.

 
۲٫ از حقایق استفاده کنید

وقتی می خواهید شخصی را متقاعد کنید بهترین روش استفاده از مثال ها و حقایق واقعی است تا آنها دقیقا متوجه منظورتان بشوند. وقتی داده های اثبات شده و حقایق در دست را به شخص ارائه دهید، آنها راحت تر و سریع تر با چیزی که شما می گویید موافقت می کنند .

 
۳٫ منطقی حرف بزنید

تنها برای اینکه حرفی زده باشید صحبت نکنید. در عوض منطقی صحبت کرده و از صحبت های بی معنی اجتناب کنید. درمورد چیزی بدون فکر حرفی نزنید.به آرامی صحبت کرده و اجازه دهید اطرافیان چیزی که می گویید هضم کنند.از بیان توضیحات و نکات خنده دار و مضحک و بحث های غیر منطقی بپرهیزید، چرا که به این معنی خواهد بود که شما قدرت متقاعد کردن ندارید.

 
۴٫ با دقت گوش کنید

اگر می خواهید به حرف شما گوش کنند ، شما نیز باید به بقیه گوش کنید. صحبت کسی را قطع نکنید. در عوض به چیزی که بقیه می گویند گوش فرا دهید و از نکات و عقاید خودش برای مقابله با وی استفاده کنید.

 
۵٫ در بحث و مناظره دیگران شرکت کنید

در هر زمان مقدور به مباحث گروهی وارد شده تا صحبت در میان جمع را تمرین کرده باشید. همچنین ، شرکت گاه و بی گاه در مناظره ها می تواند قدرت متقاعد کردن دیگران را در شما افزایش دهد. در صورت امکان سعی کنید در سخنرانی خطیبان مشهور شرکت کنید. با مشاهده صحبت های آنها می توانید درس های گفتاری مهم را بیاموزید.

 
۶٫ کتاب بخوانید

کتاب های بسیاری است که می تواند به شما در بالا بردن مهارت متقاعدسازی کمک کند. همچنین باید در ابتدا با مهارت های زبانی خود کار کنید ، چرا که اگر با اشکال صحبت کنید ، افراد دیگر در حین صحبت به شما توجهی نمی کنند.

 
۷٫ تمرکز بر آماده سازی خود

این یکی از روش های مثمرثمر در ارتقاء مهارت های متقاعد سازی است. یک موضوع انتخاب کنید. در جلوی آینه بایستید و سعی کنید در جلوی آن نظرات خود را بیان کرده و با حملات در بحث های پیش آمده مواجه شوید. با این روش نه تنها مهارت متقاعدسازی خود را بالا برده بلکه همچنین شانس درک و کار بر روی تغییرحالات چهره و زبان بدنتان را نیز خواهید داشت که می تواند قدرت متقاعد سازی کسب شده را در شما درونی کند.

منبع : کــــلــبه تــنــهایــی مــاهفت راه موثر برای متقاعد کردن دیگران
برچسب ها : صحبت ,خواهید ,متقاعد ,قدرت ,چیزی ,صدایتان ,هنگام صحبت ,قدرت متقاعد ,مثبتی داشته ,ومثبت باشد ,مشتاق ومثبت ,صحبت درباره موضوع ,نباید صدایتان بسیار